X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل
مددکاری اجتماعی
 
 
تاریخ :  دوشنبه 9 دی‌ماه سال 1392
نویسنده :  مرتضی دانائی‌فر


چندی قبل با شنیدن خبر خودکشی دختر نوجوان شیرازی به دلیل اخراج از مدرسه، تمامی خاطرات دوران تحصیلاتم برایم یادآوری گردید. خاطراتی شیرین و گاه هم تلخ. در میان تمام خاطرات تلخ و شیرین آن دوران، تلخ ترین خاطره برای من اخراج دوستم به خاطر بلند بودن موی سرش از مدرسه بود، خاطره ای که باعث شد بزرگترین ترس دوران تحصیلم یعنی ترس از اخراج در من شکل بگیرد. البته این ترس در اکثر همدوره ای های من(دهه شصتی ها و دهه های قبل) وجود داشت. در آن دوران کوچکترین بی نظمی­ای در مدرسه با تنبیه، اطلاع به والدین و یا تهدید به اخراج از مدرسه روبه رو می گردید. در حال حاضر هر چند ما کمتر شاهد استفاده از روش های تنبیهی و یا اخراج از مدرسه هستیم اما باز هم این رویه غلط هر چند به میزان کمتر وجود دارد. خبر اخراج دختر نوجوان شیرازی به دلیل خودکشی وی مخابره گردید و چه بسا دانش آموزان زیادی که اخراج می­گردند و آماری از تعداد آنان و همچنین سرنوشت و آینده آنان پس از اخراج از مدرسه در دست نیست.

استفاده از روش های تنبیهی در آموزش و پرورش کشور در حالی صورت می گیرد که طبق ماده 28 پیمان نامه جهانی حقوق کودک که ایران در سال 1373 آن را امضاء کرده است، کشورهای عضو، موظفند حق کودک را برای برخورداری از آموزش به رسمیت بشناسند  و برای دستیابی به این حق، به صورت تدریجی و بر پایه‌ی ایجاد فرصت‌های برابر، اقداماتی را از جمله:الف) اجباری کردن و در دسترس قرار دادن آموزش ابتدایی رایگان برای همه ب) تشویق ایجاد و گسترش انواع مختلف آموزش متوسط، از جمله آموزش عمومی و حرفه‌ای، فراهم کردن و قرار دادن آنها در دسترس همه‌ی کودکان، و به عمل آوردن اقدامات مقتضی از قبیل ارائه آموزش رایگان و اعطای کمک‌های مالی در صورت نیاز پ) در دسترس قرار دادن آموزش عالی برای همگان بر اساس قابلیت و از هر طریق مناسب ت) فراهم کردن اطلاعات و راهنمایی‌های آموزشی و حرفه‌ای و قرار دادن آنها در دسترس همه‌ی کودکان

ث) به عمل آوردن اقداماتی جهت تشویق به حضور منظم در مدارس و کاهش موارد ترک تحصیل، انجام دهند. همچنین در ادامه این ماده عنوان می دارد که کشور های عضو موظفند کلیه‌ی اقدامات مقتضی را جهت تضمین این که انضباط در مدارس مطابق با شأن انسانی کودک و مفاد پیمان‌نامه‌ی جهانی حقوق کودک باشد اعمال کنند و همچنین اقداماتی را در جهت ریشه‌کن ساختن جهل و بی سوادی در سراسر جهان و تسهیل دسترسی به دانش علمی و فنی و روش‌های نوین تدریس، تشویق و ترویج نمایند. بنابراین با توجه به این ماده، سیستم آموزشی کشور باید کودکان و نوجوانان را تشویق به تحصیل وکسب سواد نماید نه اینکه بنا بر هر دلیل  موجه و غیر موجه ای به دنبال اخراج این افراد از تحصیل  و فرآیند آموزش باشد و چه بسا این اخراج مسیر زندگی آنان را تغییر دهد. در کنار تشویق و ترغیب برای دانش آموزانی که موارد انظباطی دارند می توان از تجارب سایر کشورها استفاده کرد. در بسیاری از کشورهای دنیا رشته مددکاری اجتماعی که یک رشته بین رشته ای است، رشد بسیار زیادی کرده است. یکی از شاخه های این رشته، مددکار اجتماعی مدرسه است که به بررسی و حل مسائل و مشکلات فردی، خانوادگی و اجتماعی دانش آموزان می پردازد. مددکار اجتماعی مدرسه به دلیل داشتن ابزارهای نیرومندی از جمله بازدید از منزل، در برخورد با مسائل و مشکلات دانش آموزان علاوه بر خود افراد، خانواده و محیط آنان را نیز در نظر می گیرد و به همین دلیل می تواند نقش بسیار موثری را در حل مسائل آنان ایفا نماید و به عنوان جایگزین اخراج و تنبیه از ارجاع به مددکار مدرسه، استفاده گردد. چه بسا با اخراج دانش آموزان مسیر زندگی آنان را تغییر داده و همین افراد در آینده به افرادی مجرم و یا سربار جامعه بدل شوند. افرادی که هزینه ی آنرا کل مردم جامعه باید بپردازند حال اگر مسائل و مشکلات این دانش آموزان از راه اصولی و صحیح خود حل شود می توانندبه جای سربار جامعه بودن باری از دوش جامعه بردارند.   

مسئولین مربوطه باید توجه داشته باشند که نسل امروز پذیرای زبان تهدید نیست، زبان صحبت با نسل امروز زبان ترغیب و تشویق است. با زور و اجبار و اخراج و تهدید و تنبیه، آموزش و فرهنگ سازی صورت نمی گیرد. روح آموزش با اجبار و زور همخوانی ندارد. آموزش در فضای همدلی، دوستی و تشویق و ترغیب اتفاق می افتد. مدرسه صرفا محل آموزش ریاضی، زیست، شیمی و.... نیست، مدرسه محل رشد شخصیت، استعدادها و توانایی‌های جسمی و ذهنی دانش آموزان و آماده‌سازی آنان برای یک زندگی مسئولانه در جامعه‌ای آزاد و با روحیه‌ی تفاهم، صلح، مدارا، مساوات بین زن و مرد، و دوستی میان همه‌ی مردمان، گروه‌های قومی، ملی و مذهبی است. به عبارتی دیگر مدرسه محل آموزش انسانیت است. در دنیای امروز شهروندان باسواد به عنوان نیروی انسانی، یکی از عوامل توسعه محسوب می گردند.امید است که دستگاه آموزش و پرورش کشور به وظیفه خطیر خود در امر تربیت نیروی انسانی کشور که امیدان آینده این مرز و بومند توجه نموده و با توجه به آنان آینده ای روشن را برای کشور رقم بزند.

 

مرتضی دانائی فرمددکار اجتماعی

 

 (پی نوشت:متن فوق یادداشت اصلی است که در روزنامه آرمان با اندکی تغییر چاپ شده است)

 


منبع:روزنامه آرمان


تعداد بازدید ها: 234631