X
تبلیغات
نماشا
رایتل
مددکاری اجتماعی
 
 
تاریخ :  سه‌شنبه 13 اردیبهشت‌ماه سال 1390
نویسنده :  مرتضی دانائی‌فر

وقتی تو خودت گیر می کنی 

وقتی همه چیز برات میشه یه سوال ! ؟؟؟

وقتی توی تکرار صحنه ها اسیر میشی

وقتی اونقدر خسته میشی که حتی از فکر کردن به فکر کردن هم بیزار میشی

وقتی کسی نیست که بفهمه چی میگی 

وقتی مطمئنی ! اونی که امروز می یاد فردا میره ..

وقتی مجبوری خودتم گول بزنی 

وقتی حتی شهامت خیلی چیزها رو نداری !!!

وقتی می دونی هیچ کس و هیچ چیز خودش نیست

وقتی می دونی همه چی دروغه

وقتی می دونی که نباید به هیچ قول و قراری ! اعتماد کنی

وقتی می فهمی که نباید می فهمیدی ..

وقتی روزگار یادت میده که باید سوخت و ساخت

وقتی می خندی به اینکه کارت از گریه گذشته 

وقتی قراره هیچ چی جای خودش نباشه

وقتی منتظر یه اتفاقی و اون اتفاق هیچ وقت نمی افته ..

 وقتی نباید اونی باشی که هستی  

وقتی بهت می فهمونن دوست داشتن یه معاملست ! 

وقتی تو رو بخاطر صداقتت محکوم می کنن   

وقتی خوشحال میشن که غرورت بشکنه

وقتی حرفاتو فقط دیوار می فهمه ! ...

...

..

وقتی فقط می تونی بگی خدایا راضی ام به رضای تو ...

پس با تمام وجودت بگو :

بی خیال هر چی دوست داشتی بگو(اگه دوست داشتی واسه منم بنویس)


تعداد بازدید ها: 234631