X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل
مددکاری اجتماعی
 
 
تاریخ :  دوشنبه 8 آذر‌ماه سال 1389
نویسنده :  مرتضی دانائی‌فر

یه پسر و دختر کوچولو داشتن با هم بازی میکردن.

پسر کوچولو یه سری تیله داشت و دختر کوچولو چندتایی شیرینی با خودش داشت.


پسر کوچولو به دختر کوچولو گفت: "من همه تیله هامو بهت میدم؛ تو همه شیرینیاتو به من بده."

دختر کوچولو قبول کرد.

پسر کوچولو بزرگترین و قشنگترین تیله رو یواشکی واسه خودش گذاشت کنار و بقیه رو به دختر کوچولو داد. اما دختر کوچولو همون جوری که قول داده بود تمام شیرینیاشو به پسرک داد.


همون شب دختر کوچولو با ارامش تمام خوابیدو خوابش برد. ولی پسر کوچولو نمی تونست بخوابه چون به این فکر می کرد که همونطوری خودش بهترین تیله اشو یواشکی پنهان کرده شاید دختر کوچولو هم مثل اون یه خورده از شیرینیهاشو قایم کرده و همه شیرینی ها رو بهش نداده



نتیجه گیری اخلاقی:


عذاب وجدان همیشه مال کسیه که صادق نیست


آرامش مال کسیه که صادقه


لذت دنیا مال کسی نیست که با آدم صادق زندگی میکنه...
آرامش دنیا مال اون کسیه که با وجدان صادق زندگی میکنه...


-----

الان که فکر میکنم، میبینم بعضی وقتا همینجوری بوده... گاهی اشتباهی رو انجام دادم، اما فکر میکردم که دیگران یا دوستان هم همین اشتباه رو انجام دادن... درحالی که اونا اصلا به قضیه فکر نمیکردن... یه جورایی خود آزاریه دیگه...


خیلی خوبه آدم با رفیقاش روراست باشه... مگه چی قراره بشه که ما خودمونو به آب و آتیش میزنیم و 1000 تا دورغ میبافیم... اون دیگه چه جور رفاقتیه که باعث میشه آدم صداقتش رو از دست بده...

رفاقتی که اگه بخوای صداقت داشته باشی... طرف مقابلت باز هم بهت نارو میزنه...

ولی حداقل وجدانت راحته که باهاش روراست بودی...

راستی پسر دخترش زیاد مهم نیس !!!!!!

تو این داستان پسره بد بوده ولی شاید.....



تعداد بازدید ها: 234656